حفظ و نشر آثار

غرق می‌شوم

در جوشش دوات و قلم غرق می‌شوم پیوسته در جهان خودم غرق می‌شوم دور و برم چقدر غلیظ است و سرمه‌ای در عمق هولناک عدم غرق می‌شوم سخت و مچاله سر به گریبان گرفته‌ام من لا به لای پیرهنم غرق می‌شوم می‌سوزم و امید ندارم دوباره را آهسته در شراره غم غرق می‌شوم فریاد غرق می‌زنم اما بدون تو هرقدر هم شنیده شوم غرق می‌شوم گم می‌شوم میان شلوغی شهر و باز در انزوای دور و برم غرق می‌شوم با ترس و لرز گریختم از موج اخته‌ها آخر ولی حوالی بم غرق می‌شوم
نوشته شده در