هوششه حیوان
تو میخواهی نمانی، هوششه حیوان
اگر با دیگرانی هوششه حیوان
محبت میکنی با من دمت گرم
ولی قطره چکانی، هوششه حیوان
عجب سرخ است لعل غنچهطورت
فقط زخم زبانی هوششه حیوان
سگاخلاقی و جنگلخوی و وحشی
تو زید تارزانی، هوششه حیوان
ز قیل و قال تو ترسی ندارم
مگر شیر ژیانی؟ هوششه حیوان
تو حالا حملهام را نوش جان کن
گرازی نیمهجانی هوششه حیوان
زبانم قاصر است از فحش دادن
چنینی و چنانی هوششه حیوان
کثافت خورد بر دامان پاکم
زلیخای زمانی هوششه حیوان
تمام زندگیام شد دراما
رهایم کن روانی هوششه حیوان
و موسی خسته است از نالههایت
شبیه آن شبانی هوششه حیوان
خدا آتش بیاندازد به جانت
که ننگ مادرانی هوششه حیوان
فقط دنبال شویی و نمایش
تو کیم کارداشیانی هوششه حیوان
فقط آرایش و شال و گلوبند
میان این گرانی هوششه حیوان
تو یک بحران برای اقتصادی
نه خردی نه کلانی هوششه حیوان
فقط دنبال اسم و مدرکی و
لیسانس و کاردانی هوششه حیوان
شبیه اصفهان، زیبا، کلاسیک
ولی پشم جهانی هوششه حیوان
وسطبازی و روشنفکر دینی
نه اینی و نه آنی هوششه حیوان
تویی پایان رافت توی تیمِ
رئال کهکشانی، هوششه حیوان