حفظ و نشر آثار

یادداشت

  • زمان، تنها پول رایج

    زمان تنها پول رایج جهان است. همه چیز حذف می‌شود. همه چیز قربانی می‌شود برای چیزهایی که از عینیت یافتنشان فقط کمی بیشتر از عمر ما می‌گذرد. آدم‌ها به خاطر سن…

    یادداشت
  • از توضیح دادن متنفرم

    از توضیح دادن متنفرم. باید همه چیز را برای همه توضیح بدهم؛ لفت و لیس بودجه بازاریابی را برای رئیس، بدبختی‌های روزمره را برای تراپیست، اهمال‌کاری اجتناب‌ناپذیر و…

    یادداشت
  • جنگ فلسطین

    اخلاقیات ظاهر مسئله است. توی لحظات آخرالزمانی آدمیزاد با واقعیتش مواجه می‌شود. همان لحظه‌ای که با ترس‌ها و قدرت‌هایش رو به رو می‌شود. آن لحظه‌ای که فقط به آخرین…

    یادداشت
  • یک هیچ حجیم

    در هم و بر هم، بی‌نظم، بدون قاعده، همین‌طور قطار قطار اباطیل توی سرم این طرف و آن طرف می‌رود. باطل است هر چه که این داخل وجود دارد؛ هیچ، پوچ، خالی، بی‌معنی،…

    یادداشت
  • تنها یک مسئله

    انسان به سوال زنده است اما راستی که آدمیان به سوال‌های احمقانه‌ای فکر می‌کنند. من معتقدم که تنها یک مسئله بزرگ، کلیدی و مهم در عالم وجود دارد و آن این که عدم،…

    یادداشت
  • موزون و منظوم

    موزون و منظوم حرف زدن، تردستی عجیبی می‌خواهد. کلمات سرریز می‌کنند و من یکی که بلد نیستم درست هدایتشان کنم. می‌آیند و داغ داغ روی کاغذ سوار می‌شوند و شاید اگر…

    یادداشت
  • دربارۀ ابهام

    وقت‌هایی که دست و دلم به نوشتن نمی‌رود، ترس احاطه‌ام می‌کند. می‌ترسم از این که تنها سرمایه‌ام روی خاک را از دست بدهم. بدون خودکارم نه می‌توانم راست بگویم و نه…

    یادداشت
  • راننده‌ای که حرف نمی‌زند

    چراش رو نمی‌دونم اما امروز دوست دارم ته لحظه‌های ته‌نشین روزمرگی آب بچرخونم، این‌قدری که از ته استکان جدا شن و قاطی آب بریزن بیرون. حاصلش تا الآن شده اینی که…

    یادداشت
  • دربارۀ هویت

    صدا مهم است از چه حنجره‌ای بیرون می‌آید تا به جانت بنشیند. نقل زیبایی و هنر و شور و حزن و طرب و اندوه نیست. از این‌جایی بودن می‌گویم. نمی‌دانم چه حکمتی است که…

    یادداشت
  • دربارۀ رخوت

    واقعیت این است که ما نه خالقیم و نه معجزه‌ای از خالق به ارث برده‌ایم. ما نهایتاً در ناب‌ترین لحظاتمان هم که خیال می‌کنیم در اوج التذاذ هنری به سر می‌بریم در حال…

    یادداشت
  • دربارۀ نماندن

    وقت‌هایی که نمی‌توانم خوب بنویسم، خیال می‌کنم در کنجی از عالم تنها افتاده‌ام و احدی در چارگوشۀ جهان نگاهم نمی‌کند. مثل حالا که دست و پا می‌زنم تا شاید التفاتی…

    یادداشت
  • کرونا روشن‌گری می‌کند!

    از پس تمام زیاده‌خواهی‌های انسان امروز، هیولایی بیرون آمده که به نظر، بشر و مناسبات امروزی‌اش را یک‌جا بلعیده است. هیولایی در قامت یک ویروس که باید دید متولد…

    یادداشت