به معنای واقعی
ما پارهایم پاره به معنای واقعی
صد چاک و پاره پوره به معنای واقعی
از طعم و رنگ خالیه چشم و زبون ما
هندونهها، خیاره به معنای واقعی
از روزگار و گردش ایام حاملهم
این درد و غم، ویاره به معنای واقعی
از خیل عاشقان نه جوانم نه رامبد
عشقم ولی نگاره به معنای واقعی
مابین ما چهل و سه فرسنگ فاصله است
این بین صد شیاره به معنای واقعی
ممد که اهل دود و دم و این چیزا نبود
دستش چرا سیگاره به معنای واقعی؟
ما اختههای ایل قجر پس نمیرویم
تا زن پسر بیاره به معنای واقعی
از این حرم به آن یکی، از رو نمیرویم
ما نایب الزیاره به معنای واقعی
ما برههای خسته گله، نهادهایم
گردن به آرواره به معنای واقعی
دنیا شده الیور کان و شوتهام
تک تک همه مهاره به معنای واقعی
غمهای تو همه بار است و ما الاغ
دنیا به ما سواره به معنای واقعی
تهران شده فرانسه عشاق و هر طرف
بوسه، بغل، شماره به معنای واقعی
بس کن قلم گذار و خزعبل نباف مرد
رد دادهام دوباره به معنای واقعی