دوست دارم تنهاییهام ترانه شن
دوست دارم تنهاییهام ترانه شن
پس به زورم شده خودکارو بیار
هی تمنا کن و نازشو بخر
کاغذ کاهی آ چارو بیار
آرزو کرده بودم تو خلوتم
که چشات برام ترانه شن، نشد
منتظر بودم که شاعرانههام
آروم آروم عاشقانه شن، نشد
تو شبی که خوشیهام ته کشیدن
توی مغزم تو رو خلقت کردم
توی بیروت دلم بهم زدیم
تو مدیترانه غرقت کردم
وسط جاده راه آسمون
با نگات یکسره توبیخ شدم
باز یهودا منو لو داد و فروخت
به صلیب شوم تو میخ شدم
عاشقی ارزونی خلق خدا
من کلافگی رو ترجیح میدم
وسط حماسهها و فتنهها
حبس خونگی رو ترجیح میدم
بس از این کانال به اون کانال زدم
دکمههام رفت زیر شست کنترل
من کلافهام جلو تلویزیون
دستمو دادم به دست کنترل
روز و شب خستهام و مچالهام
سر من پر از اباطیل شده
دلم از حسادت و شرم پره
مثل قربونی قابیل شده
از میون آدما طرد شدم
از بالای پشت بوم پرت شدم
زندگی زیر سرم لگد زد و
تا ته استادیوم پرت شدم