حفظ و نشر آثار

کشیدگی و مچالگی

از توضیح دادن متنفرم. باید همه چیز را برای همه توضیح بدهم؛ لفت و لیس بودجه بازاریابی را برای رئیس، بدبختی‌های روزمره را برای تراپیست، اهمال‌کاری اجتناب‌ناپذیر و مسئولانه را برای استاد راهنما، تعداد روزهای مانده تا واریز حقوق را برای صاحب کافه و از همه سخت‌تر و ناگزیرتر حس‌های ضد و نقیضم را برای خودم. هجوم عواطف احمقانه از نیمه شب، هجوم اضطراب و شهوت و غم و امتداد آن در خواب کوتاه شبانه تا بیدار شدن ناگهانی قبل از صدای زنگ موبایل، کندی دل‌آزار ساعات اولیه روز، سرمای خشک‌کننده و بی‌روح بیرون خانه، کلاس درسی بی‌فایده با استاد ریاکار جوان و پیاده‌روی طولانی و آهسته در یک مسیر کوتاه، زمان را کش می‌دهد. انتخاب کردن فعل برای پایان دادن جمله‌ها خیلی احمقانه است. کلمه‌ها تمام حرف را خواهند زد. همه احساسات در همان کلمات اولیه پیدا می‌شوند و تمام کردنشان قرارداد انسانی احمقانه‌ای است برای چارچوب گذاشتن و افسار بستن به خصوصی‌ترین و پنهانی‌ترین عواطف آدمیزاد. حتی در این لحظه هم دست از سر ما برنمی‌دارند. زبان اولین کسی است که برای همه چیز توضیح می‌خواهد. زبان اولین رئیس، تراپیست و استاد راهنمای آدمیزاد است. همان اول کار افسار می‌بندد و به دنبال خودش می‌کشد. همه بدبختی‌ها از همین‌جا شروع می‌شود. احمقانه است که لحظه‌ای که تسلیمش بشوی تازه انتخاب فعل برای پایان جمله‌ها ساده به نظر می‌رسد. لحظه‌ای که شکست را بپذیری توضیح دادن هم خوشایند و دلچسب می‌شود. حربه کثیف و احمقانه‌ای است برای درهم کوبیدن آدم‌های ضعیف و ریاکار، نخ‌نما و تکراری و بدبختانه همچنان کارآمد. تمام حرف دو سه کلمه است اما فقط با کش دادن و ادامه دادنش خیال می‌کنی که مهم است. همه چیز را کش می‌دهی تا یک کلمه از آن وسط بیرون بیاوری و چیزی را برای خودت روشن کنی. جمله‌ها را کش می‌دهی، واژه‌ها را، هجاها را و نهایتا زمان را. کشیدگی زمان از همه بدبختی‌ها سهمگین‌تر است. همه چیز در زمان ضرب و بعد توی سرت شلیک می‌شود.

نوشته شده در