حفظ و نشر آثار

غرولند

هم‌سطح رقیبانی و من فاز ندارم
من کفترم و حوصله باز ندارم

تو لای پر قو غم ایام ندیدی
اندوه که من خانه نوساز ندارم

چون اسب پی لقمه نان می‌دوم اما
افسوس که من هیچ پس‌انداز ندارم

مهمانی ترفیع مقام تو به من چه؟
ول کن که به روح پدرم، غاز ندارم

هم می‌خورم از توبره هم از بر آخور
باکم پر بنزین شده گر گاز ندارم

کژطبع‌ترین جانورم، مثل گرازم
سنتور بزن، عرضه آواز ندارم

من خالصم و چرک و پلشتی به برم نیست
رو، مثل کف دست عیان، راز ندارم

من روی زمین می‌خزم و حال ندارم
چون سر به هوام و پر پرواز ندارم

پرمسئله و بی‌وطن و خانه‌نشینم
من حافظم اما غم شیراز ندارم

بین من و او قصه زیاد است بدانید
من جاست فرندم، نظر و ناز ندارم

میل سخنم ته نکشیده است ولی حیف
طبع و دهن قافیه‌پرداز ندارم

نوشته شده در