یک هیچ حجیم
در هم و بر هم، بینظم، بدون قاعده، همینطور قطار قطار اباطیل توی سرم این طرف و آن طرف میرود. باطل است هر چه که این داخل وجود دارد؛ هیچ، پوچ، خالی، بیمعنی، مضحک. یک هیچ حجیم، یک هیچ باورنکردنی، یک سیال چسبناک ابدی در میانم گرفته است. ابهام است؟ نمیدانم. رخوت است؟ نمیدانم. ناامیدی است؟ نمیدانم. هر سه هست و بیشتر از هر سه.