عینیّت
زمان تنها پول رایج جهان است. همه چیز حذف میشود. همه چیز قربانی میشود برای چیزهایی که از عینیت یافتنشان فقط کمی بیشتر از عمر ما میگذرد. آدمها به خاطر سن کمشان قربانی میشوند. چون چیزها کمی بیشتر از آنها عمر کردهاند. انسان موجود عجیبی است. قربانی میشود و در لحظه نیستی چیزی خلق میکند که از خود او بیشتر عمر خواهد کرد. مخلوق جدید فرزندانش را قربانی میکند و فرزندان چیزی خلق میکنند که بقیه را قربانی کنند. جهان ما را قربانی میکند و به حیات ادامه میدهد. ما قربانی میشویم و حیات جهان را تضمین میکنیم. چون جهان اینگونه کار میکند. چون ما کمتر از چیزها عمر میکنیم. لالهها هم قربانی میشوند. گلهای لاله بیارزش پنداشته میشوند چون از ما کمتر عمر میکنند. گلهای لاله قربانی میشوند تا دختری که قرار است بیشتر از آنها عمر کند برای لحظهای لبخند بزند. لالهها میمیرند برای خندهای که قرار است عینیت پیدا کند. برای تبسم کوتاهی که عینیت یافتنش بیشتر از لاله اهمیتی ندارد. ما به خندهها بیشتر از لالهها اهمیت میدهیم و جهان به چیزها بیشتر از ما اهمیت میدهد. ترمینولوژی علوم اجتماعی عینیتسازی خشک و تهوعآوری است. برساختهای اجتماعی جای چیزها را نمیگیرند و فقط به طرز تهوعآوری چیزها را توضیح میدهند. چیزها درون ما رشد میکنند و ما را قربانی میکنند و مطمئنم که مرا همراهی خواهید کرد اگر بگویم برساخت اجتماعی عبارت نفرتانگیزی برای قاتلهای خاموش سرطانی است. پدران ما را قربانی میکنند نه برای این که با علم نوین روانشناسی غریبهاند. آنها ما را قربانی میکنند چون در جهانی که همه چیز قربانی میشود، پدران باید فرزندان خود را قربانی کنند. پدران جهان را ممکن میکنند و جهان پدران را. مادران هم همین قصه را دارند. مادران آسمانی لحظاتی را برای قربانی اشک میریزند و لحظهای را تخیل میکنند که جهان دیگر قربانی نمیگیرد. عمر تخیل اما از عمر لالههای قربانی نیز کوتاهتر است.