آهای نیمهٔ اسفند
آهای نیمه اسفند
وفور ابر بهاری
یه آسمون پر خونم
با ابرهای سیگاری
ببار رو سر پاییز
ببار رو سر خونهم
سرم بدون تو گرمه
سرابهای دوتایی
خیال کن که حلاله
شرابهای دوتایی
یه استکان خیالی
سلامتی جنونم
به آسمون تو پر زد
کبوتری که نبودم
به خاک زد تن شب رو
دلاوری که نبودم
شکست میخورم از تو
به خاک و خون بکشونم
شبیه خالق سیبی
دریغ میکنی از من
شبیه آدم و حوا
فریب میخورم حتما
رهام میکنی یک روز
محاله خونه بمونم
عبور خشک چشاتو
نظاره کردم و گریه
حروم شد تب دستام
دوباره سردم و گریه
چکید روی تباهی
تباه شد روی گونهم
نخواستی که بمونی
برو بدون ملامت
نخواستم که نباشی
ولی برو به سلامت
تو کوچههای نموندن
نشد که با تو بمونم
یه مرزبون کلافهم
بالای برجک هر شب
یه پاسپورت فراری
عذاب کوچک هر شب
عبور کن تو از این در
که ماشه رو بچکونم