حفظ و نشر آثار

جان جوانی‌ام کو؟

کم‌سو شده دو چشمم، ته‌استکانی‌ام کو؟ آلترناتیو ندارم، رهبر فلانی‌ام کو؟ اینجا دوباره ترکید، آنجا صدا می‌آید در گیر و دار وحشت، لیمو عمانی‌ام کو؟ پشت عوارضی‌ها است، تا خرتناق ماشین هر کس به سمت و سویی، پس یار جانی‌ام کو؟ نان و برنج و مرغ است، شکر خدا فراهم با دوستان نشستن، مزه‌پرانی‌ام کو؟ از هر طرف که رفتم، بر وحشتم می‌افزود دیگر رمق نمانده، جان جوانی‌ام کو؟
نوشته شده در