حفظ و نشر آثار

لیمو عمانی‌

کم‌سو شده دو چشمم، ته‌استکانی‌ام کو؟
آلترناتیو ندارم، رهبر فلانی‌ام کو؟

اینجا دوباره ترکید، آنجا صدا می‌آید
در گیر و دار وحشت، لیمو عمانی‌ام کو؟

پشت عوارضی‌ها است، تا خرتناق ماشین
هر کس به سمت و سویی، پس یار جانی‌ام کو؟

نان و برنج و مرغ است، شکر خدا فراهم
با دوستان نشستن، مزه‌پرانی‌ام کو؟

از هر طرف که رفتم، بر وحشتم می‌افزود
دیگر رمق نمانده، جان جوانی‌ام کو؟

نوشته شده در