حفظ و نشر آثار

درختمان

از توت‌های شیرین تابستان

پیکی بزن میان همین روز سختمان
با من بیا لگد بزنم پشت بختمان

من کشته مرده مژه‌های منظمت
تو عاشق همین کلمات شلخته‌مان

یک روز خسته می‌شوی از جیرجیر مبل
یک روز از صدای فنرهای تختمان

هی قطره قطره آب بده پای باورم
هی دانه دانه توت بچین از درختمان

ما وارثان خسته این روزهای سخت
بیرون کشید باید از این ورطه رختمان